اس ام اس ویژه ماه محرم ۹۲

اس ام اس ماه محرم 92

 

| پیامک های گلچین، مخصوص ماه محرم و عاشورا |

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

.
.
.

باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید
حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید
وعده‏گاه وصل جانان، قبله‏گاه اهل دل
کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید

.
.
.

محرّم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.

.
.
.

محرّم، وجدان همیشه بیدار تاریخ، و گلوی هماره فریادگر زمان است.
.
.
.
محرّم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.
.
.
.
محرّم، حریم ایمان و حصار قرآن است.
.
.
.
محرّم، اهرم حرکت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مکتبی است.
.
.
.

جهت مشاهده بقیه پیامک ها به ادامـه مـطلب مراجعه فرمایید…

حسین علیه السلام شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.
.
.
.
هنوز هم بشریّت، تشنه درسهای «مکتب عاشورا»ست، مکتبی که الفبای آن، فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.
.
.
.
حسین علیه السلام، چشمه ای از حقیقت و حرّیت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.
.
.
.

عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان درعجب از کار حسین است
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدای تو عزادار حسین است
.
.
.
بال فرشته که خاک پای حسین است
فرش حسینیه عزای حسین است
فاطمه دنبالش است روز قیامت
هر که به دنبال دسته های حسین است
.
.
.
ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا
.
.
.
در خانه ای که ذکر شه کربلا رود
زان خانه نور جانب عرش علا رود
کن درد خود دوا بشفا خانه ی حسین
باید که دردمند بدارالشفا رود
.
.
.
در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری می‌داد
قنداقه خونـین عــلی‌اصغــر بــود
.
.
.
ما حلقه به گوش عشق روح افزاییم
سرمست زشور جام عاشوراییم
گشتیم چو قطره ، محو در عشق حسین (ع)
اکنون به طفیل عشق او دریاییم
.
.
.
الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بی‌ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟
.
.
.
ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین
هر طرف پرپر گلی از شاخه‏ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزانِ لاله‏ها بود و حسین
.
.
.
عزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند که شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.
.
.
.
عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.
.
.
.
عزاداری برای شهید کربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.
.
.
.
عزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می دارد.
.
.
.
عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شکل می گیرد.
.
.
.
محرم و عاشورا همیشه زنده است چون خون و حماسه در رگ های غیرتمندان الهی همواره جوشان است.
.
.
.
عاشورا ، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت حسین بن علی (ع) می گردد و همه حتی غیر شیعه ، در مقابل عظمت روح ان ازاد مردان تعظیم می کنند.
.
.
.
عاشورا،عروه الوثقای نجات و سنگ نشان هدایت و کربلا،نقطه بیداری و کانون ظلمت زدایی است.
.
.
.
هرکس کربلا را عشق می ورزد،باید فاصله خویش با کربلا را اندازه بگیرد و از خویش بپرسد:برلب فرات زندگی،تا کنون چند بار به خاطر دیگران از خودگذشته است؟
.
.
.
عاشورا،کتاب جامع عشق است و بی حسین(ع) تاریخ ما ابتر بود وهر حماسه،قصه بی روحی که جز ملال خاطر و کسالت روح حاصلی نداشت.
.
.
.
عاشورا،باهمه غم بار بودنش ،زیباترین تابلویی است که شگفت انگیزترین قطعه هستی را نمایش می دهد.
.
.
.
عاشورا،فصل یتیمی گل ها وجوانه های ایمان است که با خون های پاک شهیدان آبیاری شده اند.
.
.
.
عاشورا،آوای جاودان حنجره زخمی وجدان است.
.
.
.
روز عاشورا، روز مُحرِم شدن در حرم مُحرَّم است!
.
.
.
روز عاشورا، روز عاشورایی شدن حق جویان و حق طلبان است.
.
.
.
روز عاشورا، روز به بار نشستن خون در سوگ پرپر شدن گل های محمدی است.
.
.
.
درصف کرببلا جان جهان را کشتند
سبب خلقت پیدا و نهان را کشتند
یک جهان اهرمن ازکین به هوای زرو سیم
جمع گردیده سلیمان زمان را کشتند
.
.
.
درقلب های مؤمنان،شعله های عاشورایی هماره زنده و تابنده است.
.
.
.
شامگاه عاشورا، آسمان تمام ستاره‌های خود را می‌گرید و بدین فرجام، قطره اشک درشتی از خون، از گوشه پلک آسمان به بیرون می‌لغزد. خورشید، آغاز دهمین روز از ماه محرم ۶۱ هجری را اعلام می‌کند.
.
.
.
ماهی که ز آفتاب روشن تر بود
لب تشنه آب و تشنه باور بود
می رفت و دل از حسین می برد که او
پیغمبر کربلا، علی اکبر بود
.
.
.
اصغر که نسیم عشق مویش بوسید
خورشید ولایت سر و رویش بوسید
می خواست حسین تا ببوسد لب او
تیر آمد و زودتر گلویش بوسید
.
.
.
لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید
جامی ز زلال آفتابم بدهید
من پرسش سوزان حسینم یاران
با حنجره عشق جوابم بدهید
.
.
.
هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست
.
.
.
خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان که تو ایستادی، دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست.

تبلیغات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی *