اس ام اس به بعضی ها باید گفت – سری اول

به بعضی ها باید گفت ...

 

| پیامک های جدید و گلچین با موضوع بعضی ها باید گفت … – سری اول |

 

به بعضیا باید گفت:
اگه حس میکنی خیلی بارته واست ” گاری” بگیریم …!
.

.

.
به بعضی ها باید گفت :
شمایی که تا دورت شلوغ میشه جو میگیرتت ، حواست باشه تنها که شدی بغض نگیرتت ؟!!!

.

.

.

به بعضیا باید گفت دم از مردونگى نزن . . .
سنگینه ، سُرفت مى گیره !

.

.

.

به بعضیا هم باید گفت :
عزیزم اگه نمیتونی آدم باشی حداقل جونِوَر بی آزاری باش !

.

.

.

ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺗﻮ ﻋﮑﺴﺎﺵ ﺍﺧﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺩﯾﻮﯾﺪ ﺑﮑﺎﻣﻪ ، ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﺭﻓﺎﻕ ﻗﯿﺎﻓﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﺩﺍﺷﭙﻮﺭﺕ ﭘﯿﮑﺎﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ !

 

برای مشاهده بقیه پیامک ها به ادامـه مـطلـب مراجعه فرمایید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب...

متن های زیبا و عاشقانه – سری دوم

متن های عاشقانه جدید

 

| متن ها و دل نوشته های زیبا و عاشقانه |

 

چه فایده که تو هنوز هم بی وفایی ، هنوز هم مثل همان روزها بی خیالی!
انگار که مرا دیگر نمیشناسی ، منی که روزی همه زندگی ات بوده ام….
کمی فکر کن !!! من همانی ام که دلش را شکستی و به دلش خندیدی و رفتی…

.
.
.

گرچه بارها اشتباه کردم و گذشتی از خطایم، گرچه بارها دلت را شکستم و گذشتی از اشتباهم،گرچه بارها اشکت را در آوردم و باز هم نشستی به انتظارم ، تو مرا به هیچکس نفروختی ، تو عشق را از همه چیز بالاتر دانستی ، و به  آنچه برایت با ارزش بود رسیدی

.
.
.

نه میخواهم بشنوم که تو با بقیه فرق داری ، نه میخواهم بشنوم که همیشه با دلم میمانی تو هم مثل همه قصه خیالی عشق را میخوانی ، که فکر میکنی میتوانی عاشقم بمانی!
بیخیال شو ، من کتاب عشق را برای همیشه بسته ام ، چون از این شکستن ها خیلی خسته ام…

.
.
.

تو چه کرده ای با دلم که اینک بی تاب و بی قرارم ، حساب روزها و لحظه ها از ذهنم رها شده
نمیدانم کجا هستم و به کجا میروم ، تنها میدانم به سوی تو می آیم ، تنها لحظه شماری میکنم که تو را ببینم !

.
.
.

سوختم و نشستم ، در حد خاکستر شدن هم بودم و نبریدم، با اینکه در قفس بودم و درهای قفس باز ،اما نپریدم ، نشستم در همان کنج قفس به انتظارت، بی آب و دانه ، بی کس در آن ویرانه!

 

جهت مشاهده بقیه متن ها به ادامـه مـطلب مراجعه فرمایید…

(بیشتر…)

ادامه مطلب...

متن های زیبا و عاشقانه

متن های زیبا و عاشقانه

 

| متن ها و دل نوشته های زیبا و عاشقانه |

 

روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
شب های تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را

.

.

.

از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ،
نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام…
ببین چه کسی مرا به این روز انداخت
تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی
تو مرا در دام عشق گرفتار کردی

.

.

.

مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته ،
به امواج دریا دل بسته
من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو
و دل بستم به تو
دل بستم به امواج خروشان عشق تو

.

.

.

نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی ، من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم و هر کسی مرا ببیند از  من بپرسد در جستجوی کیستی؟

.

.

.

آهسته ، قلبم بدجور شکسته
دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته
آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،
یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را …

.

.

.

آغازی دوباره، قلبم دیگر تنها نیست ، با تو جان گرفته است دوباره
آغازی بی پایان ، مرا از غروب عشق نترسان
طلوع عشق ما ، غروبی نخواهد داشت ،
قلب من با تو ، هیچ غمی نخواهد داشت

.

.

.

جهت مشاهده بقیه متن ها به ادامـه مـطلب مراجعه فرمایید…

(بیشتر…)

ادامه مطلب...