دانلود فایل صوتی داستان جشن فرخنده

جشن فرخنده - داستان صوتی

 

| داستان جشن فرخنده– فال صوتی |

 

بابام روی کرسی نشسته بود و ریشش را شانه میکرد که سر پاکت را باز کزدم. چهار خط چاپی بود، حسابی خوشحال شدم چون اگر قلمی بود یا خط شکسته داشت اصلا از عهده من بر نمی آمد!
– ده بخون چرا معطلی بچه؟
و خواندم: به مناسبت جشن فرخنده ۱۷ دی و آزادی بانوان مجلسی در مجلس جنی در بنده منزل…
که بابام کاغذ رو از دستم کشید در همان لحظه شنیدم که: بده بینم …

 

(بیشتر…)

ادامه مطلب...