دانلود کتاب افسانه دیو و دختر

دانلود کتاب افسانه دیو و دختر

 

| دانلود کتاب افسانه دیو و دختر |

|  نوشته شکوه قاسم نیا |

 

یکی بود و یکی نبود، یک آقا دیوه بود که خیلی گرسنه بود. می‌گشت و دنبال غذا بود. رسید به شهر آدمها. بوی آدمیزاد شنید. دهانش آب افتاد. با خودش گفت: بروم ببینم غذایم را توی کدام خانه پیدا می‌کنم.
در همه خانه‌ها بسته بود به جز یکی. این خانه مال کی بود؟ مال خاله پیرزنی که با نوه‌اش ” نمکی” زندگی می‌کرد ….

 

(بیشتر…)

ادامه مطلب...